تبليغاتX
..:زنده ام تا روایت کنم:.. - آقا فیلم نساز...نمی میری که!!

..:زنده ام تا روایت کنم:..

آقا فیلم نساز...نمی میری که!!

دیروز یه مینی بوس آدم در راستای اهداف ارشدگرایانه رفتیم سینما و یک طبقه سینما رو قرق کردیم٬ خیر سرمون رفته بودیم فیلم کمدی ببینیم که یه کم بخندیم و دلمون باز شه اما چشمتون روز بد نبینه زار زار گریه کردیم به حال سینمای مملکت٬ نفری یه آب میوه و چیپس خوردیم و برگشتیم.

طبق قراری که با برو بچ گذاشتم اسم فیلم رو نمی گم تا شما هم برین ببینین دل ما خنک بشه که شما هم ۲ ساعت از عمرتون مثل ما هدر رفته!!

جالب اینجا بود که غیر از اکیپ ما و دو تا فنچ عاشق که حتما می دونین تو این موقعیت ها چه حرکاتی ازشون سر می زنه بقیه با دقت تمام فیلم رو دنبال می کردن و از لحظه به لحظه ش لذت می بردن. حالا طرف ما یکی داره بشکن می زنه٬ یکی خوابیده٬ اون یکی با موبایل حرف می زنه٬ یکی داره از بقیه فیلم می گیره٬ یکی داره می رقصه٬ یکی زیر نور موبایل چیز می خونه. دیگه فکر کنید چقدر فیلم آشغالی بود که من حاضر شدم برم کنار دست الماسی بشینم با هم شیلنگ تخته بندازیم!!

بعد از فیلم قرار شد یه طرحی راه بندازیم برای سینماهایی که چنین شاهکارهایی رو نمایش می دن.قرار شد بگیم یه سطل پشت هر صندلی بذارن که نفر عقبی روی کله ی جلویی بالا نیاره!!! کارشو خیلی محترمانه تو همون سطل انجام بده و پاشه بره دنبال کارش!!

 

 

+ نوشته شده در  2007/10/22ساعت 15:27  توسط مرجان  |